هشتمین کنگره پیشگامان پیشرفت با موضوع «الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت؛ افق و تدابیر»  صبح پنج شنبه 1394/08/28 در محل تالار علامه امینی دانشگاه تهران آغاز شد. در افتتاحیه این کنگره آقای رضا حیدری دبیر انجمن علمی زبان چینی دانشگاه شهید بهشتی به بیان مطالبی در مورد تبیین افق های آینده جمهوری اسلامی در ارتباط با چین و ضرورت توجه به زبان چینی در سیاست های کلان نظام پرداختند.

گزارش تصویری و متن سخنرانی در ادامه مطلب 

 

به گزارش خبرنگار علمی ایسنا در این کنگره یک روزه که در راستای بهره‌گیری از نقطه نظرات دانشجویان و گفتمان سازی در حوزه تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت و با حضور بیش از 500 نفر از جوانان علاقمند به مباحث پیشرفت برگزار شد ضمن بررسی فرصت‌ها، چالش‌ها و مختصات آینده مطلوب ایران در افق 1450، تدابیر و راهبردهای دستیابی به پیشرفت فرهنگی – اجتماعی، علمی - فناوری و اقتصادی و موضوعات خاص مرتبط با جوانان از قبیل منزلت اجتماعی جوانان، نقش جوانان در پیشرفت کشور، اشتغال جوانان، ازدواج جوانان، ورزش و جوانان، مهاجرت نخبگان و هماهنگی آموزش دانشگاهی و بازار کار مورد بحث و بررسی شرکت‌کنندگان قرار گرفت.

مراسم افتتاحیه کنگره، صبح پنج شنبه با سخنرانی دکتر صادق واعظ زاده، رییس مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، دکتر هادی اکبرزاده، دبیر کنگره و تعدادی از دانشجویان در تالار علامه امینی دانشگاه تهران برگزار و در ادامه نشست‌های تخصصی کنگره با سخنرانی اساتید و ارائه مقالات برتر دانشجویی با محوریت «علم و فناوری»، «فرهنگ، اقتصاد، سیاست و امور اجتماعی» و «موضوعات ویژه جوانان» آغاز شد.

متن سخنرانی آقای رضا حیدری

بسم الله الرحمن الرحیم

« 500 سال پیش از این، تعدادی سرباز از کشورهای اروپای قرون وسطی و درگیر جنگ، جهان را تغییر دادند. افرادی تشنه برای تسلط، تجارت، استعمارگری و تغییر مذهب دیگران. در مدتی نه چندان طولانی، تمدن غرب تبدیل به تمدن غالب در جهان شد. غرب به بقیه‌ی دنیا راه و رسم بازرگانی غربی، روش‌های علمی غربی، قانون غربی، سیاست غربی، شیوه‌ی لباس پوشیدن غربی، حرف زدن غربی و نیایش کردن غربی را آموخت. ترس بزرگ ما و آن چیزی که ما از پاسخ به آن فرار می‌کنیم این است که بعد از گذشت نیم هزاره تسلط غرب، دنیا به شکل غیرقابل مهاری در حال متمایل شدن به سمت شرق است. چین آماده است تا به بزرگترین اقتصاد دنیا بدل شود و اسلام می‌تواند مسیحیت را به عنوان دین غالب کنار بزند» . این گفته‌ی نایل فرگوسن، تئوریسین برجسته‌ی امریکایی هاست که از او به عنوان هنری کیسینجر جدید یاد می شود و از کسانی است که همواره مواضعی ضد اسلام داشته است.

بنده به عنوان یک دانشجوی زبان چینی کمبودهایی را در این زمینه می بینم که سال هاست برایشان چاره اندیشی نشده و عزم و برنامه ای هم برای چاره اندیشی در این زمینه ها نمی بینم؛ لذا بر خود لازم می دانستم که امروز در این کنگره باشکوه مواردی را مطرح کنم که نقش مهمی در فرآیند پیشرفت کشور عزیزمان خواهد داشت.

ما حدوده 20 سال است که در ایران زبان چینی را در دانشگاه تدریس می کنیم و می بینیم که در این 20 سال حرکت قابل ذکری در این حوزه صورت نگرفته و آنطور که پیداست در حال حاضر هم هیچ برنامه ای برای توسعه‌ی علمی این زبان در کشور نیست و اگر در اسناد بالادستی کشور مثل الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت هم به آن توجهی نشود همچنان همین راه غلط را خواهیم رفت.

اما چرا باید به زبان چینی توجه شود؟ من قصد نداشتم در اینجا بدیهیات را توضیح بدم ولی برای تاکید بیشتر بر اهمیت این موضوع باید چند دلیل مهم را ذکر کنم.

اولین دلیل این است که جمهوری خلق چین پرجمعیت ترین کشور دنیاست و حدود یک و نیم میلیارد نفر به زبان چینی صحبت می کنند، یعنی شما با یادگیری این زبان می توانید با یک ششم کره زمین به زبان مادریشان ارتباط برقرار کنید؛

دلیل دوم، چین بزرگ ترین و سریع ترین انقلاب صنعتی را در طول تاریخ داشته ( که در سی سال اتفاق افتاده). آن ها طول این دوره، توسعه‌ی همه جانبه ای در اقتصاد، صنعت، تکنولوژی و غیره داشتن اما یک چیزهایی را هم از دست دادن، به خصوص در زمینه فرهنگ و اجتماع ضربه های بزرگی خوردند. آن ها زندگی را با توسعه معامله کردند و در حال حاضر به مرحله ای رسیدند که خانواده جایگاهش را در نظام اجتماعی از دست داده و ما باید با مطالعه‌‌ی دقیق روی فرآیند توسعه‌ی چین، اشتباهات آن ها را تکرار نکنیم؛ کما اینکه در حال حاضر هم به دلیل نبود یک الگوی مناسب در زمینه‌‌‌‌‌‌ی فرهنگی و تقلید کورکورانه از دیگر کشورها، خانواده در کشور ما در حال تضعیف شدن است. اما آیا حصول این شناخت دقیق و همه جانبه از چین و اشتباهاتی که در فرآیند توسعه مرتکب شدند و زوایای پنهان سیاست های آن ها بدون دانستن زبان چینی ممکن است؟

دلیل سوم، سیاست های فرهنگی چین هست که آن ها به وسیله سیاست های فرهنگی خود در حال تسخیر دنیا هستند و اگر ما به فکر نباشیم، به زودی زود باید منتظر ورود همه جانبه ظواهر و پدیده های فرهنگی چین به کشورمان باشیم، چون چینی ها در بخش فرهنگی به شدت در حال کار کردن هستند و پس از انقلابشان، زبان خود را ساده تر کردند تا بتوانند نفوذ بیشتری در کشورهای جهان داشته باشند، در حال حاضر چینی ها طبق برنامه ای که دارند به وفور به خارجی ها بورسیه زبان و فرهنگ می دهند. البته این آموزش ها به صورت کنترل شده و استریل به خارجی ها داده می شود، چون چینی ها اصلا دوست ندارند خارجی ها به واقعیت های چین پی ببرند.

اما در میان این همه بورسیه ای که چینی ها به کشورهای خارجی می دهند جایگاه کشور ما کجاست؟ بسیار متاسفم از اعلام اینکه در 20سال اخیر به تعداد انگشتان یک دست وزارت علوم، دانشجوی زبان چینی را برای ادامه تحصیل به چین بورسیه کرده است، این در حالیست که کشور پاکستان بیش از 13000 دانشجو به چین اعزام کرده تا در اونجا زبانشان را یاد بگیرند و نتیجش این شده که این دوکشور به واسطه‌ی همین دانشجویان زبان توانسته اند با همکاری هم کارهای بنیادی بسیاری را انجام بدهند که یک نمونه آن ساخت هواپیماهای جنگی و صادرات به دیگر کشورها بوده است.

آیا واقعا این زبان که جای خودش را در جهان پیدا کرده و طبق برنامه حزب کمونیست قرار است در آینده نه چندان دور هم تراز با زبان انگلیسی در جهان قرار بگیرد، اینقدر باید در کشور ما بی ارزش باشد؟ صحبت بنده، برای امروز نیست، برای سال های بعد ماست، سال هایی که چین قدرت بلامنازع جهان است و در آن زمان یا دوست ما خواهد بود و یا دشمن ( که شناخت دشمن اساس مقابله با دشمن است) که ما در هر دوصورت نیاز به شناخت دقیق از آن ها خواهیم داشت، چرا که در صورت دوستی، با آن  ها تبادلات بسیار زیادی خواهیم داشت و با ندانستن زبان آن ها قطعا ضربات جبران ناپذیری میخوریم، مثل الان که ایران در رابطه با چین ضررهای هنگفتی را متحمل می شود. بد نیست به بخشی از این ضررهایی که در حال حاضر متحمل می شویم هم اشاره کنم، درحال حاضر بخش بسیار زیادی از تکنولوژی ها با هزینه میلیاردی از چین خریداری می شود که با صرف یک هزینه کم و جستجو در اینترنت و مقالات چینی و ترجمه آن به زبان فارسی می توان از خروج بی رویه ارز از کشور جلوگیری کرد. این تنها نمونه ای از هزاران زیانی است که ما در رابطه با چین متحمل میشویم و مقصر این وضعیت هم ما هستیم که به دنبال دانش و آگاهی ارتباط با آن ها نرفته ایم و آن ها هم از این نا آگاهی ما استفاده می کنند.

ما امروز در اینجا هستیم که درباره ایرانِ آینده صحبت کنیم، ایرانی که باید در تمام زمینه ها سرآمد باشد، ایرانی که ما از آن صحبت می کنیم و آرمان ماست مطمئننا درکنار چین، ابرقدرت مشرق زمین خواهد بود؛ باز برمی گردم به ابتدای صحبتم، آنجا که تئوریسین های برجسته غرب این ادعا را کرده اند که معنویت در آینده در اختیار دین اسلام خواهد بود و اقتصاد جهان دراختیار چین؛ توجه کنید، این را طرفداران چین و اسلام نگفته اند، این را اندیشکده های صهیونیستی گفته اند، پس ما باید یک برنامه مدون برای شناخت از رقیب آینده داشته باشیم که برای حصول این شناخت، زبان، خواه ناخواه نقش اساسی خواهد داشت.

عرایضم را با یک ضرب المثل چینی تمام می کنم؛ چینی ها می گویند: « ما  از هرآنچه که در زمین و هرآنچه که در آسمان است نمی ترسیم، تنها از این می ترسیم که یک خارجی زبان ما را یاد بگیرد».