پس از پایان جنگ جهانی اول، به دلیل جایگاه ضعیف چین در جامعه جهانی، با وجود فداکاری های زیادی که چینی ها برای پیروزی در جنگ انجام داده بودند، به عنوان کشور پیروز، احترام و جایگاه مناسب خود را از جامعه جهانی دریافت نکردند. در سال 1919 در نشست صلح پاریس که در کشور فرانسه به منظور تصمیم گیری برای تعیین مسئولیت های کشورهای مغلوب و اعطای امتیازاتی به کشورهای پیروز تشکیل شده بود، بنا به پیشنهاد نماینده ژاپن، تمامی کشورهای استعمارطلب موافقت کردند که منطقه چینگ داوو چین که تا آن زمان تحت سلطه آلمان بود، پس از شکست آلمان به چین بازگردانده نشود و درعوض تحت استعمار ژاپن اعلام شد. پس از انتشار این خبر، اعتراضاتی در سراسر کشور صورت گرفت. در 4می سال 1919 بیش از 3000 نفر از دانشجویان دانشگاه پکن در مقابل میدان تیان ان من گرد هم آمدند و ضمن اعلام مخالفت خود با امضای معاهده‌ی صلح پاریس توسط دولتمردان آن زمان، اقامتگاه چند تن از نمایندگان دولت را نیز به آتش کشیدند. تظاهرات اعتراضی دانشجویان با سرکوب شدید دیکتاتورهای نظامی وقت چین مواجه شد و تعدادی از دانشجویان معترض دستگیر شدند. این امر موجب خشم سراسری مردم چین گشت و درپی آن بسیاری از کارگران، دانشجویان و تجار شانگهای و تعداد دیگری از شهرهای بزرگ چین به حمایت از دانشجویان دستگیر شده، دست به اعتصاب زدند و تظاهرات اعتراضی درمقیاس بزرگتری کل کشور را فراگرفت.

     به دلیل فشارهای زیادی که از سوی مردم بر دولت اعمال می شد، دیکتاتورهای نظامی وقت مجبور به آزاد کردن دانشجویان دستگیر شده شدند و نیز کارداران دولت را از فرانسه فراخواندند و با امضای معاهده‌ی صلح پاریس مخالفت کردند و بدین صورت مبارزات گسترده دانشجویان به پیروزی رسید.

  نهضت چهارم می در نجات جامعه وقت چین و بهبود وضع طبقات اجتماعی بازتاب گسترده ای داشت و در پی آن روشنفکران زمان روزنامه شین چینگ نیان را تاسیس کرده و با مرکزیت پایتخت، به معرفی گسترده الگوهای فکری و فرهنگی مدرن سایر کشورها در چین نمودند و از دموکراسی و علم به عنوان اصول الگوهای مورد نیاز برای سازندگی کشور یاد می کردند. مکاتب فکری ایجاد شده در آن زمان تاکنون نیز از ارزش فوق العاده ای برخوردارند.

     یکی از مهم ترین تاثیرات نهضت چهارم می، آگاه کردن و بالابردن سطح علم و هوشیاری یک دهه از جوانان چین بود و باعث شد آن ها با آگاهی بیشتری در نجات اقشار آسیب پذیر جامعه حضور یابند و مرکز فعالیت های کشور را از نو احیا کنند. در دوره انتقال از جنبش های فکری به سمت جنبش های سیاسی در چین جدید، گروه ها و احزاب سیاسی زیادی با تفکرات و عقاید مختلف متولد شدند. در میان این گروه های سیاسی، « چن دو شیو» به عنوان یکی از طرفداران نهضت چهارم می، به انتشار فعالانه تفکرات و نظریات مارکس اقدام نمود و به عنوان رهبر حزب نوپای کمونیست به فعالیت پرداخت.گروهک کمونیست در چین تحت تاثیر انقلاب ماه اکتبرسال 1917 روسیه قرار داشت، روسیه پس از این انقلاب، کشور اتحاد جماهیر سوسیالیستی جدیدی را با حاکمیت طبقه کارگر و قشر ضعیف جامعه تاسیس کرده بود و برای اولین بار با عملی کردن تفکرات مارکسیستی باعث تجدید دیدگاه های مردم شده بود. این امر کاملا در مقابل تضاد شدید طبقاتی در جامعه چین، حکومت دیکتاتورهای محلی، نفاق و عدم همبستگی شدید در کشور و فقدان عدالت در جامعه آن زمان چین قرار داشت و قدرت متمرکز کشور و ظاهر قانونمند اتحاد جماهیر شوروی باعث شده بود تا روشنفکران وقت چین به این نتیجه دست یابند که چین نیز می تواند مسیری مشابه را طی کند و مانند روسیه فقر و عقب ماندگی را پشت سر گذاشته و به سوی پیشرفت، قدرت و استقلال کشور پیش رود. در این زمان اولین گام برای ورود به این مرحله، ایجاد محلی برای تمرکر قدرت میان رهبران جنبش یعنی حزب کمونیست بود.

    درماه جولای، تعدادی از فعالان انقلابی به نمایندگی از تمامی گروهک های کمونیست سراسر کشور در شانگهای گرد هم آمدند و برای اولین بارنشستی رسمی با حضور نمایندگان کل کشور برگزار شده و حزب کمونیست را به صورت رسمی تاسیس کردند. در این نشست «مائو زِ دونگ»  به عنوان یکی از افرادی که عمیقا تحت تاثیر نهضت چهارم می قرار داشت، و بعدها به مقام رهبری حزب کمونیست رسید نیز حضور داشت.

   تاسیس حزب کمونیست به شدت باعث تغییر جهت پیشرفت و خط مشی تاریخی چین شد و باعث شد که چین در فرآیند پیشرفت و دستیابی به استقلال در یک مسیر کاملا جدید - که دوره انقلاب دموکراسی جدید - بود، قرار گیرد.

ندا براتی