بسم الله الرحمن الرحیم

عذر خواهی میکنم که دیر آمدم. جلسه ای بود که آقای دکتر نائینی تماس گرفتند و ما را  به این جلسه دعوت کردند.

   من خدمت شما یک سابقه اندکی  از خود کشور چین در دنیا عرض کنم، سپس در روابط ایران و چین و اهمیت این که زبان چینی چقدر می تواند در روابط تجاری و  سیاسی و فرهنگی دو کشور موثر باشد. مستحضر هستید که سال 1978 آقای «دنگ شیاو پینگ» که تحولات اقتصادی را در چین شروع کرد، ذخیره ارزی چین حدود صفر بود. ذخیره ارزی نشان دهنده قدرت اقتصادی یک کشور است. در سال 1990، و به طور ناگهان ذخیره ارزی چین به 20 میلیارد دلار رسید. در سال 1996 به 60 میلیارد و در سال 2013 به رقم 4350 میلیارد دلار. پس دیدیم طی سی  سی و پنج سال، چه تحولی در اقتصاد چین به وجود آمد. جهتش به سمت صادرات بود وبازار در نظرExport Oriantation   وقتی که کشور چین داشت صادرات نداشت. تجارت چین در سال 2013، در دنیا اول شد. یعنی حدود 4400 میلیارد دلار. روابط تجاری این کشور با کشورهای دنیا، مثل امریکا،  اتحادیه اروپا ، ژاپن، کره ی جنوبی، استرالیا و آفریقا، رقم هایی که خدمت شما عرض میکنم رقم هایی بسیار است مثلا با امریکا، رقم حدود 452 میلیارد، با اروپا 560 میلیارد دلار، با ژاپن 350 میلیارد، با کره جنوبی حدود 250 میلیارد و با استرالیا هم حدود 90 میلیارد، یعنی رقمی که تجارت  چین با امریکا و اروپا میکند چیزی مجموعا هزار و خورده ای میلیارد دلاراست. به خاطر این عدد رقمی که تجارت امریکا با چین پیدا کرده، در حال حاضر ، بیش از 35 هزار امریکایی در چین هستند و زبان چینی آموزش میبینند. من در خاطرم است در سال 2011 در اکسپو شانگهای، خانم کلینتون یکی از افتخاراتی که داشت، گفت در غرفه ما تمام کسانی که مراجعین را تحویل میگرفتند، دانشجویان امریکایی بودند که در چین زبان چینی را  به طور کامل آموزش دیدند. در کانال های مختلف چین، اغلب دانشجویان امریکایی  بعضی مواقع از خود چینی ها سریع تر و مشخص تر صحبت می کردند. خوب چه چیزی باعث شد بیست بیست و پنج سال پیش، وقتی که به یک امریکایی یا اروپایی گفته میشد  که آیا  تو علاقه مند هستی به  چین بروی و آموزش زبان چینی بیینی یا درس بخوانی، البته در رشته های مختلف، کمتر مراجعه می کردند. کشورهای اروپایی و امریکا که بیایند در چین آموزش های فنی یا پزشکی البته در مورد طب سنتی می آیند ولی سطح آموزش در بخش فنی و پزشکی بالاتراست اما، بیشتر این دانشجوهایی که مراجعه می کننداز امریکا به چین، در جهت آموزش زبان چینی است. فرانسوی ها، آلمانی ها، دانمارکی ها، ایتالیایی ها،  زبان چینی را به طور کامل آموزش دیدند. در دانشکده بین المللی در بخش فوق لیسانس و دکترا، در طی جلساتی که من را  برای روابط بین الملل و روابط ایران و چین و اروپا و خاورمیانه دعوت کرده بودند، دانشجویان مختلفی که بودند که از آن ها پرسیدم آیا برای شما که با این علاقه  زبان چینی را میخوانید،  فرصت هایی در کشورتان وجود دارد؟ گفتند ما بورسیه کمپانی های  مختلف هستیم، که  در چین آموزش زبان چینی می بینیم، به خصوص در امریکا و فرانسه و آلمان و ایتالیا این فرصت برای کسانی که زبان چینی را می خوانند  به خاطر تبادل تجاری، فرصتی طلایی است . اما در مورد روابط ایران و چین روابط بیشتر در بعد اقتصادی است. من تعدادی آمار خدمت شما می دهم: روابط تجاری  ما حدود 10 سال پیش در حدود 7 میلیارد دلار بود. در سال گذشته روابط تجاری ما به حدود پنجاه میلیارد دلار رسید. پیش بینی ما این است که تا چند سال آینده، این رقم به صد میلیارد دلار برسد. ما در حال حاضر، با هیچ کشوری در هیچ زمانی چنین سطح روابط تجاری نداشتیم. خوب تجارت یک طرف، اما اجرای پروژه مهم تراست. در حال حاضر بیش از 50 پروژه‌ی مختلف است که با چینی ها در دست انجام می باشد  وحجم آن حدود 30 میلیارد دلاراست و امیدواریم در پروژه هایی که در آینده در صف انتظار هستند، گشایش ایجاد بشود و  از این فزصت سرمایه گذاری  موجود (بیش از 45 میلیارد دلار ) بین دو کشور استفاده بشود. . یعنی ما یک حجم  70 میلیارد دلاری، در حال حاضر و در چند سال آینده داریم. شما مقایسه کنید با کشور آلمان، فرانسه، ایتالیا، ببینید آیا ما در مجموع 30- 35 سال بعد از انقلاب با کشور آلمان 20 میلیارد دلار پروژه داشتیم؟ آیا با فرانسه یک همچین عدد ورقمی بوده است؟ نه! اما می بینیم در چند سال اخیر ما توانستیم با چین چنین روابطی برقرار کنیم و این در آینده توسعه پیدا خواهد کرد. روابط تجاری و در کنارآن روابط تکنولوژیکی، این نیازمند افرادی هست که شناخت کامل از  زبان آن کشوری که ما، در حال تجارت و انتقال تکنولوژی و اجرای پروژه ها با آن ها هستیم، داشته باشند .

من زمانی که در چین سفیر شدم، در آن زمان آقای دانشجو وزیر علوم وقت بودند؛ بسیار تلاش کردم که امکان بورسیه را برای دانشجویان ایرانی فراهم کنند و دانشجویان ما را به چین اعزام نمایند و از دولت تقاضا کردم که بورسیه های زبان چینی را به ایرانی ها بدهند تا با زبان چینی آشنایی پیدا کنند و این زبان را فرابگیرند. البته تلاش هایی هم انجام شد ولی هنوز آمار و ارقام کم است و علت این امر این است که جوانان از کشور چین شناخت ندارند .

من نمی دانم دوستانی که به این همایش تشریف آوردند، همه مربوط به زبان چینی هستند  و یا از سایر رشته ها نیز هستند؛ ولی اگر همین الان از یکی دوستان بپرسیم؛ آیا ترجیح می دهی به چین بروی یا انگلیس؟ قطعا در جواب میگوید ، انگلیس. اگر بگوییم ترجیح می دهی به چین بروی یا آلمان؟ قطعا می گوید آلمان.

اما درحال حاضر در اروپا و امریکا الویت دانشجویان در جهت زبان، کشور چین است؛ چرا؟ چون به دنبال تجارت ،شغل و درآمد هستند. آگرازمن بپرسید که «من زبان چینی بخوانم برای من امکان کاری هست ؟» میگویم که :«من به شما ضمانت میدهم ،اگر کسی زبان چینی را به طور کامل آموزش ببیند، به عنوان یک مترجم بسیارخوب مفید خواهد بود و برای آینده‌ی وی  چه  در کشور ایران و چه متقابلا درکشور چین تاثیرات مثبتی خواهد داشت.» این ها همگی در بعد مادی است، بعد معنوی آن به خود شخص برمی گردد. قبلا می گفتند رشته‌ی اول (اولویت اول ) را رشته‌ی مکانیک بزنید، چون فکر می کردند بازار کاری مکانیک داغ است؛ بعد کم کم به سمت الکترونیک رفتند، امروزه به سمت آی تی میروند زیرا می بینند شرایط کاری آی تی مناسب است، اما امروزه برای خواندن زبان؛ آینده ازآن زبان چینی است .  اما نکته ای که که من درمورد زبان چینی تجربه کردم، این است که این زبان از سایر زبان ها ( روسی ، آلمانی و ... )  ساده تر است؛ البته من نمیدانم که شرایط تدریس دراینجا چگونه است. من در اتریش، آلمان و هفت سال در روسیه سفیر بودم؛ زبان روسی و آلمانی هم بلد هستم ، زبان چینی را هم تاحدودی میتوانم بخوانم و صحبت کنم، ولی زبان چینی در یادگرفتن یک منطق کلی دارد که اگر کسی این منطق را یادبگیرد، به راحتی می تواند این زبان را فرابگیرد.

تا اسمی از زبان چینی می آید همه می گویند چند حرف دارد؟ درحالی که باید بگوییم زبان چینی اصلا حرف ندارد بلکه تعدادی کاراکتر است که کنار یکدیگر معنا پیدا می کند، کلمه‌ی جدیدی می سازد که اگر کسی این منطق را خیلی خوب یادبگیرد، می تواند زبان چینی را نیز به خوبی فرابگیرد. البته در حال حاضر نمی توانم در مورد منطق و فلسفه‌ی زبان چینی صحبت کنم چون اصلا وظیفه‌ی من نیست. وظیفه اساتید زبان چینی است. من فقط می توانم به عنوان کسی که چندسال در آن کشور سفیر بوده ام شما را تشویق کنم تا زبان چینی را بیاموزید.

حدود چهارسال پیش توانستیم روابط توریستی بین دوکشور برقرار کنیم. چین در حال حاضر در 120کشور هدف توریستی دارد که چهارسال پیش جمهوری اسلامی ایران نیز جزو اهداف توریستی چینی ها شد. اگر به چین سفر کنید؛ در دیوار چین و یا در شهر ممنوعه، مکان هایی هست که یک کلید گذاشته شده که اگر آن را بزنید زبان فارسی را نیز برای شما مطرح می کند. در واقع  در حدود چهارسال است که چینی ها این را پذیرفته اند که ما هم جزیی از اهداف توریستی شان باشیم. زمانی که گروهی شروع  به انتقال تورهای مسافرتی از چین به ایران کرد، در ابتدا مشکل مترجم داشتند، جوانان سعی کردند که زبان انگلیسی را بیاموزند ولی چینی ها نسبت به زبان خودشان تعصب ویژه ای دارند .

درآن زمان خیلی از کسانی که تورمسافرتی به ایران می آوردند، می گفتند ما مترجم های انگلیسی، آلمانی و فرانسوی داریم ولی مترجم چینی نداریم . مترجم انگلیسی 60 دلار بود، مترجم چینی روزی 250دلار! به خاطر کمبود مترجم چینی !

چینی هایی که به ایران سفر می کنند دوست دارند که وقتی مترجمی برایشان توضیح می دهد، از انگلیسی به چینی نباشد چون آن ها نمی توانند رابطه‌ی ملموسی بااین حالت برقرار کنند. آن ها ترجیح می دهند که مستقیم به زبان چینی برایشان ترجمه صورت بگیرد. این ها درمورد مسائل توریستی است که ما با آقای نایینی صحبت کردیم که باید یک «نهضت زبان  آموزی  چینی» درایران راه اندازی شود، که ما بتوانیم هم درمورد مسائل تجاری و هم در اجراکردن پروژه ها و همچنین درمورد مسائل توریستی و دیگر برمشکلات غالب شویم. اما اگر ما این چنین تلاش نکنیم  ، در عوض چینی ها تمام تلاششان را خواهند کرد تا زبان فارسی  را خیلی خوب یاد بگیرند. در حال حاضر تعداد زیادی در دانشگاه تهران و دانشگاه های مختلف چین، مشغول یادگیری زبان فارسی هستند و بیشتر هم نقش مترجم را بازی می کنند .

آقای دکتر نایینی فرمودند که من به اینجا بیایم و از تجربیات خودم برایتان صحبت کنم؛ که بر خلاف عامه‌ی مردم که می گویند زبان چینی آینده ندارد، کار ندارد و اصلا به چه دردی میخورد؛ من خدمت شما عرض می کنم که در 5 سال آینده زبان چینی از لحاظ بازار کار نسبت به سایر زبان ها بازار قوی ترو پردرآمد تری خواهد داشت. البته این نظر شخصی بنده است .

اعداد و ارقامی که بنده در مورد پروژه های اجرایی  گفتم را به خاطر بیاورید؛ شاید شما یک میلیون تومان را راحتتر بتوانید لمس کنید ولی یک میلیارد دلار را نه ، بیست میلیارد دلار را نمی توانید حس کنید. بیست میلیارد دلار یعنی 40 پروژه بزرگ مثل پتروشیمی، کارخانه فولاد، کارخانه آلومنیوم، کارخانه ی اتومبیل سازی و ...

توجه داشته باشید به علت ارتباطی  که این کارخانه ها با کشور چین دارند؛ به  این خاطرکه قوانین پیچیده و مشکل چین، کلاه سرشان نگذارد، باید قوانین آن ها را بفهمند. حال تصور کنید چه بازاری وجود دارد برای کسی که زبان چینی را فرابگیرد و اگر بتواند خیلی خوب یادبگیرد، آینده‌ی بسیار خوبی برای او پیش خواهد آمد .

یکی از مشکلاتی که برای رشته های مختلف وجود دارد، بازار کاری آن است که مثلا برای رشته‌ی مکانیک به اندازه ی کسی که آی تی می خواند، بازار کاری نیست. به همین خاطر دانشجو مجبور می شود چند واحد آی تی بردارد تا اگر درجایی مشغول به کار شد، بتواند بگوید آی تی بلد است. البته آی تی که بنده عرض می کنم، فقط کارکردن با کامپیوتر نیست، درواقع آی تی اصلا این نیست. رشته‌ی خود بنده مخابرات و آی تی است. آی تی فقط این نیست که کسی کار با کامپیوتر بلد است و چند برنامه کامپیوتری بداند. ولی کسی که رشته مکانیک می خواند باید حتما چند واحد آی تی را بردارد تا بداند باید چطور و چگونه به عنوان اپراتور کارکند تا برایش کار باشد. اما درمورد زبان چینی با روابطی که ما با کشور چین برقرار کرده ایم و همچنین آینده  که به این سمت درحرکت است، فقط برای کسانی که زبان چینی مطالعه می کنند و آموزش می بینند، فضای بسیار بسیار خوبی است؛ چه در سطح لیسانس چه  فوق لیسانس و چه در سطح دکتری. من خواهشمندم مسئولین که البته دراین کار بیشتر وزارت امورخارجه موظف است،  بورس های این دانشگاه را تقویت کنند.

زمانی که من در روسیه سفیر بودم، آقای طهرانچی در روسیه دانشجو بودند، من از آنجا ایشان را می شناختم و وقتی که درچین بودم بارها با ایشان تماس گرفتم که در صورت امکان، این رشته را در دانشگاه خودتان تقویت کنید. بسیار ضروری و مهم است که ما تسلط کافی  به زبان چینی داشته باشیم. بسیار خوب است که دانشجویان زیادی چه در داخل و چه در خارج از کشور در این رشته آموزش ببینند. بازار زبان چینی نسبت به زبان انگلیسی که زبان بین المللی است، بازار قوی تری دارد .

عذر خواهی میکنم که وقت شما حضار محترم را گرفتم ، این تجربه ی مختصری که داشتم را در اختیار شما قرار دادم .

تشکر می کنم