کوروشچین شی هوانگ

چی دونگ فانگ در سال 1956 در استان لیائو نینگ چین متولد شد . وی هم اکنون پروفسور و استاد راهنمای دوره ی دکتری در دانشکده ی باستان شناسی دانشگاه پکن است و به طور اصلی به تحقیق و آموزش تاریخ،هنر،آثار باستانی و فرهنگی دوران تانگ در چین می پردازد.

چی دونگ فانگ

در تاریخ جهان ، آوازه ی کوروش دوم در دور و نزدیک پیچیده و او از شهرت  فراوانی برخوردار است. در بازدید از آثار باستانی ایران ، جز با احترام نمی توان به آرامگاه کوروش ،این پادشاه بزرگ، نگریست و بزرگ داشت وی را به جای آورد.

متاسفانه هنگامی که ما به " پاسارگاد" رسیدیم هوا دیگر تاریک شده بود و آرامگاه بسته بود. آرامگاه کوروش ظاهر و ساختمان زیبایی ندارد و همچنین چندان بلند و با شکوه نیست،از نظر معماری و ساختار تنها شبیه یک هرم است و در کل شش طبقه دارد که نمایانگر خورشید،ماه،باد،آتش،آب و خاک است. آرامگاهی ساده که سال هاست منزوی و مغرور در میان صحرایی رام نشده ایستاده و در طی بیش از 2500 سال همچنان استوار برجای باقی مانده است.

هرودوت مورخ یونانی ، کوروش را "پدر پارس" نامیده است. منشور مشهور کوروش هم اکنون در موزه ی بریتانیای کشور انگلستان قرار دارد.در منشور مذکور، کوروش با افتخار گفته است : " من،کوروش ،پادشاه جهان،پادشاه بزرگ،پادشاه دادگر،پادشاه بابِل،پادشاه سومر و اَکَد،پادشاه دنیا..." به راستی او را روحی بزرگ و باشکوه خواندن،اغراق آمیز نیست،چرا که او کسی بود که برای اولین بار پادشاهی پارس را پایه گذاری کرد.

سخن از کوروش ، پادشاه بزرگ پارسی به میان آوردن همواره باعث به یادآوردن شی هوانگ دی(چین شی هوانگ)امپراتور کشور چین می گردد.علت اینکه کوروش بزرگ کوروش دوم خوانده میشداین بود که وی به دلیل احترام به پدر بزرگش از این عنوان دست کشیده بود، با این حال او حقیقتا تبدیل به " پادشاهی بی همتا " شد. در مقابل شی هوانگ دی باور داشت که کارهایی که انجام داده او را از بزرگترین فرمانروایان تاریخ ، سَن هوانگ وو دی ، برتر می سازد و به همین دلیل عنوان " امپراتور" را برای خود برگزید.( فرمانروا سَن و فرمانروا وو در واقع پادشاهانی بودند که در دوره های مختلفی به فاصله ی چند هزار سال از یکدیگر می زیسته اند. به طور کلی بر اساس کتب تاریخی و افسانه ها ی چینی  فرمانروا سَن بسیار پیش تر از فرمانروا وو می زیسته است. با اینحال این باور وجود دارد که این فرمانروایان وجود خارجی نداشته اند. در ابتدای شکل گیری جامعه ی انسانی مردم این عنوان را به افرادی که برای جامعه خدمات با ارزشی انجام می دادند اطلاق می کردند. این لقب را اکثرا رهبران قبیله یا رهبران یک اتحاد دریافت می کردند.)

پیش از اینکه کوروش به پادشاهی برسد ایران نیز مانند چین درگیر جنگ های داخلی بود.در میان آشوب و هرج و مرج ناشی از درگیری های داخلی،کوروش که فرمانده ی سپاه بود با شکست دادن کشور های کوچک بی شماری که با خیانت به قدرت اندکی دست یافته بودند، فرمانروایی ایران را یکپارچه نموده و بنیان گذار ایران متحد شد. این در حالیست که چین شی هوانگ حدود سیصد سال پس از کوروش با در پیش گرفتن استراتژی هایی از قبیل اتحاد با کشور های دور از امپراتوری و حمله به کشور های نزدیک و همچنین حمایت از روش های نظامی و سیاستمداری،برای اولین بار در تاریخ چین یک فرمانروایی متمرکز را به وجود آورد. 

کارهایی که کوروش ،بنیان گذار ایران متحد، در طول زندگی نظامی خود و جنگ های مذهبی انجام داد، بیانگر فکر روشن و مداراگری اوست.او زندانیان و یهودیان بابِل را آزاد کرد و همچنین در بازسازی اورشلیم(بیت المقدس) از یهودیان حمایت کرد.او تفاوت های فرهنگی را محترم می شمرد و به حقوق انسانی و باورهای دینی کسانی که بر آن ها پیروز می شد،احترام می گذاشت.شی هوانگ دی جاده های پستی را تعمیر کردودیوار چین را ساخت.او همچنین خط،قانون،پول رایج و واحد های اندازه گیری را در سراسر فرمانروایی به شکل واحد در آورده و پایه های پیشرفت چین را بنا کرد.

در نگاهی دوباره به تاریخ،از این دو انسان بزرگ که خدمت های آنان،عواقب ناگوار جنگ ها و خونریزی های بی رحمانه را به گوشه ای راند، تنها آرامگاه هایی باقی مانده که احترام نسل های آینده را بر می انگیزد:

آرامگاه کوروش بزرگ، چندان بزرگ نیست و تنها از سنگ ساخته شده است ؛در حالی که آرامگاه شی هوانگ دی همانند یک کوه عظیم است و چیزی که زیبایی آرامگاه او را دوصد چندان کرده سپاهی از مجسمه های سفالی جنگجویانش (ارتشِ سفالین) در زیر زمین است.این دو آرامگاه نماینده ی دو فرهنگ با شکوه، دو دوره ی تاریخی مختلف و دو کشور بزرگ است . این دو آرامگاه، دو پادشاه بزرگ تاریخ را در خود مدفون ساخته و همانند میخ های آهنین محکمی که در زمین این دو سرزمین فرو رفته، یاد آور شکوه و عظمت فرهنگ و تاریخ این دو کشور بزرگ است.

مهدخت نیک اخلاق