براساس آمار، بیش از نیمی از اجناس چینی تقلبی هستند. در ماه دسامبر سال 2001 مسأله ی عدم کیفیت «کیک های ماه» در منطقه نن جینگ اتفاق افتاد. در سال 2008 در فرآورده شیر خشک شرکت «سن لو» عنصر ملامین پیدا شد. در سال 2011،  اجناس تقلبی لوازم خانگی بسیار گرانقیمت لیوناردو داوینچی ساخته شد. در روز بیست و پنجم ماه دسامبر سال 2011 در فرآورده های لبنی شرکت «منگ نیو» بیش از 140% واحد استاندارد، از ماده سرطانزای آفلاتوکسین کشف شد. در سال 2013 کشف شد که آب های بطری آب معدنی نیست.

   مواردی که در بالا ذکر شد نمونه هایی از تقلب های بزرگ کالایی، در جامعه چین است و در این میان نام شرکت های قدیمی و معروف، هم دیده می شود. علاوه بر این، پس از انتشار  خبر بسیاری دیگر از اجناس تقلبی چینی، این کشور  در افکار عمومی به سلطان جنس تقلبی دنیا مبدل شد. اما سوال آنجاست که چرا حجم اجناس تقلبی چینی انقدر زیاد است و چه چیزی باعث این فراوانی کالاهای تقلبی در چین است؟

مشکلات ساختاری

   از نظر صاحبان بنگاه های اقتصادی، شرایط اقتصادی چین، بسیار بی ثبات است. بنابراین بنگاه ها نمی توانند به سود بلند مدت دل ببندند و تصمیمات دور برد  اتخاذ کنند. در کشور چین، بخش سیاسی بخش اقتصادی را رهبری می کند و اقتصاد درگیر بازی های سیاسی می شود و با تعویض مدیریت واحدها ممکن است شبکه های حمایتی هم تغییر کند.

   از طرف دیگر، در چند ده سال گذشته  باتکیه بر اندیشه کوتاه مدت،  نتایچ بسیار خوبی می تواند حاصل بشود. توسعه مالی، فرصت طلبی برای کسب سود را افزایش داده و بسیاری از بنگاه های اقتصادی به کسب سود مادی توجه کردند و بسیاری از نهادهای اقتصادی به واحد های کسب عایدی بانک ها تبدیل شدند. فرصت طلبی، دلیل این حجم از مشکل های بنگاه های اقتصادی است. به دلیل حباب های اقتصاد دلالی و مشاورین املاک مشکل بدهی ها و وام ها آشکار شده است.

    موفقیت بسیاری از اصناف سودآور، به روابط و  باندبازی وابسته است(جامعه ی چین یک جامعه ی «رابطه باز» است.). در کشور چین، دولت تمامی منابع مادر مورد نیاز اصناف را کنترل می کند. بطور مثال، اگر کسی بخواهد یک رستوران در یک منطقه خوب بازکند؛ باید به پارتی و روابط تکیه کند. کسی که دنبال روابط و پارتی بازی است؛ بدنبال ارائه خدمات خوب یا تولید نیست. بنابراین، آنها تلاش می کنند با تکیه بر روابط و پارتی موفقیت خودشان را تضمین کنند. خرید کالا از منابع خارج از کشور یا منابع غیر وابسته به اتحادیه های کارگری در بازار چین به بالاترین حد خود رسیده است. در محیط بازار رسمی هم  خرید کالا از منابع خارج از کشور یا منابع ناوابسته به اتحادیه های کارگری ممکن است وجود داشته باشد، اما برای آنکه یک شرکت بتواند به حیات خودش ادامه دهد؛  حتما باید از طریق کیفیت سیستم شبکه تولیدی و یا بخش های اصلی تولیدی مسئولیت تولید و ساخت یک فرآورده را به عهده بگیرد. در چین، خرید کالا از منابع خارجی یا از منابع غیروابسته به اتحادیه های کارگری امری شایع است. در نتیجه، کسی نمی داند هر یک از اجزای سازنده فرآورده از کجا آمده است و یا چه کسی آن ها را در کنار هم قرار داده در نتیجه کسی مسئولیت فرآورده های شبکه تولید را برعهده نمی گیرد و کسی هم به این مسأله توجه نمی کند، چون موفقیت نهایی در گرو تکیه بر روابط و باند بازی است و بنا بر تولید با کیفیت تر نیست.

عدم جامعیت قانونی

   در کشور چین، مشکلات مربوط به سلامت فرآورده های غذایی همه روزه در حال کشف شدن است و خیلی کم پیش می آید که فرد خاطی بطور جدی مورد مواخذه قرار بگیرد و ادامه فعالیت شرکت مساله دار متوقف شود و مدیران رده بالای شرکت زندانی شوند. پس از پایان بحران، دولت نه تنها به شرکت مسأله دار اجازه ادامه فعالیت داد، بلکه طرف مصرف کننده را هم نگرفت و این بزرگترین مانع توسعه بازار مصرف کننده در چین است.

عوامل اقتصادی

    متوسط درآمد در چین، نصف سطح متوسط جهانی هم نیست و فقط یک دهم سیستم همکاری اقتصادی کشور چین ست. شمار ثروتمندان در چین بسیار است اما تعداد فقرا  بسیار بیشتر است. عامه مردم، چندان اشتیاقی به دنبال کردن سطح تولید ناخالص داخلی  ندارند و درواقع به این مسائل که آیا در غذایی که در رستوران می خورند از فرآورده های شیمیایی اعتیاد آور استفاده شده یا نه؟ خوک و مرغی که می خورند هورمونی است یا خیر؟ در فرآورده های لبنی عنصرملامین وجود دارد یا ندارد؟ آب بطری ای که می خرند واقعا آب معدنی هست یا که بی کیفت و ناسالم است اهمیت می دهند.

     درواقع مصرف کنندگان به محض شروع به مصرف کالا، در معرض خطر جانی قرار می گیرند. چینی ها سخت کار می کنند تا پول ناچیزی بدست بیاورند؛ اما همیشه باید دل نگران کیفیت کالایی که می خرند باشند. کیفیت سطح زندگی در چین با توسعه سطح اقتصادی سنخیتی ندارد.

عوامل فرهنگی جامعه

  صداقت و راستی از بین رفته است. در کشور چین، بسیاری از اصناف از صداقت و راستی می گویند، اما چه تعداد ازاین شرکت ها واقعا به چیزی که می گویند عمل می کنند؟

   در چین، مواجه شدن با جنس تقلبی یک پدیده رایج است. وقتی یک شرکت جنس تقلبی میسازد؛ بقیه هم به این جریان کلاهبرداری می پیوندند و شرکت های بسیار کمی هستند که در مقابل سود مادی روی اصول صنفی خود می مانند. وقتی کلاهبرداری و ساختن اجناس تقلبی یک پدیده رایج بشود به یک «فرهنگ اجتماعی» تبدیل می شود و خسارت هایی که می زند قابل تصور نیست.

    بهبود ساختار اقتصادی کالایی چین، هنوز راه درازی را در پیش دارد. همچنین نیاز به  وجود یک هماهنگی همه جانبه و منطقی است. قانون، کلید اصلی اقتصاد بازرگانی است و اصلاحات سیاسی به شدت مورد نیاز است. انحصار قدرت سیاسی، باید کاسته شود. وظیفه اصلی، گسترش خدمات است؛ تا به سود واقعی دست پیدا کنیم.

    ثروت پنهان جامعه، ثروتی است که در میان شمار بالایی از افرادمشترک است.. هدف نهایی توسعه اقتصادی و اجتماعی در واقع این است که هر شهروندی در سلامت و ثروت کافی شاد و مرفه زندگی کند. توسعه کشور در گرو توسعه زندگی افراد جامعه است. الگوی «کشور ثروتمند و مردم فقیر» نمی تواند یک مسیر صحیح و هماهنگ، برای توسعه سلامت و رفاه در یک جامعه باشد.

ترجمه از مینا جباری