طبق اخبار منتشر شده از کنگره ملی مردم چین، به نظر می رسد پکن در صدد پایان بخشیدن رسمی به سیاست تک فرزندی است. این موضوع برای جامعه زنان خبر خوبی محسوب می شود، چرا که آن ها دیگر مجبور نیستند با سقط جنین اجباری و یا مسائل بی رحمانه ای از این قبیل روبرو شوند، هر چند تغییر این سیاست ممکن است با استقبال زیادی روبرو شود اما مسلما نمی تواند باعث بهبود اساسی مشکل جمعیت- که چین به علت کاهش بی وقفه ی جمعیت با آن مواجه است- بشود .

تک فرزندی

  کنگره ملی مردم چین در روز دهم مارس اظهار داشت که سیاست تنظیم جمعیت در برنامه کمیته ملی پیشرفت و بهسازی گنجانده شده است، که بر این اساس کمیته پیشرفت و بهسازی در مقایسه با مساله کاهش بی رویه جمعیت و برنامه های کمیته کنترل جمعیت، بر روی نیاز اقتصادی کشور چین تاکید بیشتری داشته و آن را زیر ذره بین قرار داده است. به نظر می رسد پس از اعمال سیاست تک فرزندی چین در سال 1979 کمیته کنترل جمعیت همواره نسبت به تغییر وضعیت جمعیت اهمال ورزیده و آن را بی اهمیت شمرده است. آمار باروری در چین که زمانی بیش از حد محسوب می شد، امروزه چنان کاهش یافته که تصور دوام داشتن آن دشوار است.
  با این حال دلایل زیادی برای توجیه موثر واقع نشدن اتمام سیاست تک فرزندی چین در افزایش جمعیت وجود دارد. در ابتدا، اجرای سیاست تک فرزندی کاملا نا متناسب بود و ماجراهای تکان دهنده بسیاری در رابطه با این سیاست رخ داد، با این حال تاثیر آن بر آمار کلی باروری برخلاف آن چه که گمان می رفت زیاد نبود. آمار تولد در چین همواره به صورت یکنواخت به سمت کاهش گرایش داشته است و از سال 1950 هر یک از زنانی که در سن باروری قرار داشتند به طور متوسط شش فرزند به دنیا می آوردند که امروزه این تعداد به متوسط ۱/۶ رسیده است، اما بسیار پیش تراز سال 1979 و اعمال سیاست تک فرزندی، آمار تولد به طرز قابل توجهی شروع به کاهش کرده بود. در سال 1970 هر یک از زنانی که در سن باروری قرار داشتند به طور متوسط 5 فرزند به دنیا می آوردند، 10 سال بعد، این تعداد به 3 فرزند کاهش یافت که علت این مساله تا حدودی مربوط به تعلیق و واژگونی ناشی از انقلاب بزرگ فرهنگی چین بود. پس از گذشت 60 سال، تغییرات آمار باروری در چین تقریبا همانند کشور تایلند شده است، اما کشور تایلند هرگز از روش های اجباری استفاده نکرده است، بلکه آن ها تنها با کاهش دادن هزینه های ابزار و روش های جلوگیری از بارداری، امکان تقبل این هزینه ها را برای عموم مردم فراهم کردند. به جز روش های اتخاذ شده برای کنترل جمعیت، یکی از تفاوت های بزرگ چین و تایلند عدم وجود تعادل جنسیتی( نسبت تعداد مردها به زن ها در یک جمعیت مشخص) در چین می باشد. در 20 سال اخیر درجه این عدم تعادل در مقایسه با استاندارد های جهانی از 12% به 15% افزایش یافته است.
   بسیاری از خانواده ها در مواجهه با فشار ناشی از سیاست تک فرزندی در صورت دختر بودن جنین، اقدام به سقط جنین می کردند اما معیار های فرهنگی نیز در این میان از نقش مهمی برخوردار هستند؛ برای مثال در برخی از مناطق کشورهای کره و هند نیز مشکل عدم تعادل آمار دو جنس پدیدار گشته است ، در حالی که وجود این مشکل با سیاست های دولت کاملا بی ارتباط است. به هر حال وجود مشکل عدم تعادل آمار جنسیتی گروه سنی 0-24 سال در چین، در آینده این کشور را برای حفظ توانایی باروری نیز با مشکل مواجه می سازد؛ چه برسد به افزایش دادن آمار باروری. در همین حال مشکل کم بودن تعداد زنانی که در سن باروری قرار دارند نیز بروز پیدا می کند. امروزه گروه سنی 15-24 سال در چین شامل حدودا صد میلیون پسر و تنها 84 میلیون دختر می باشد.
   رویداد های بسیاری بیانگر این است که این دخترها ترجیح می دهند فرزندان کمتری به دنیا بیاورند. برای مثال، جمعیت یک شهر بزرگ را در نظر می گیریم، در این مثال وجود یا عدم وجود سیاست تک فرزندی مهم نیست چرا که آمار تولد و باروری در مناطق شهری چین به طور کلی کمتر از روستاهاست. یکی از دلایل این موضوع بالاتر بودن نسبی هزینه های زندگی در شهر است. از طرف دیگر سلب حق برخورداری از خدمات اجتماعی از میلیون ها کارگر روستایی که به شهر مهاجرت کرده و در سیستم سرشماری تحت عنوان « مقیم دائمی» شناخته می شوند، منجر به کاهش هرچه بیشتر آمار باروری در مناطق شهری می شود. در واقع این خدمات اجتماعی باعث تسهیل تقبل هزینه های اقتصادی پرورش فرزند می شود.
   علاوه بر این، چین از نظر آمار زنان شاغل در جهان، رتبه ی بالایی را به خود اختصاص داده است. ارتقاء یافتن سطح اقتصادی و آموزشی نیز منجر به ترفیع جایگاه اجتماعی زنان شده است، بنابراین ترغیب زنان به فدا کردن موقعیت شغلی خود و پرداختن به پرورش فرزند روز به روز مشکل تر می گردد.

   تحت چنین شرایطی احتمال کاهش آمار باروری شهرهای بزرگ چین به 1/0 الی 1/3 بسیار زیاد است. در طی 10 سال اخیر شانگهای استثناء های بی شماری برای سیاست تک فرزندی قائل شده است اما با این همه ، بازهم آمار باروری شانگ های تنها 7/0 است که پایین ترین آمار در میان شهرهای مهم دنیاست.
   تنها چیزی که می تواند باعث آرامش خاطر چین شود این است که مدت زمان سقوط آمار باروری چین در مقایسه با سایر کشورهای آسیای شرقی کوتاه تراست. برای تثبیت جمعیت پکن و جلوگیری از وقوع تقلیل و کاهش جمعیتی که در حال حاضر در ژاپن روی داده و در آینده برای کشورهای کره و تایوان نیز رخ خواهد داد، هنوز زمان باقیست. با این همه مسئولین هنوز باید کارهای زیادی انجام دهند، چرا که نمی توان تنها با پایان دادن سیاست تک فرزندی یا آگاه و متنبه کردن مردم آن ها را بر آن داشت تا فرزندان بیشتری به دنیا بیاورند.
  کشور چین باید هزینه های احتمالی و مستقیم را به میزان قابل توجهی نظر به میزان توانایی خانواده ها پایین بیاورد، این بدان معناست که دولت باید خدماتی از قبیل مراقبت های روزانه ، مهد کودک و همچنین تحصیلات دبستانی را به صورت رایگان ارائه بدهد که دراین صورت می توان زنان بیشتری را بر آن داشت تا همزمان با کار کردن به انجام وظایف مادری نیز بپردازند و لازم به ذکر نیست که این کار باعث افزایش سطح آموزشی نیز می گردد. یکی از نیاز های دیگر این است که به واسطه ایجاد یک قانون، ضمانت شغلی بیشتری برای زنان باردار و زنانی که به تازگی مادر شده اند ارائه گردد، بدین ترتیب آن ها احساس نخواهند کرد که باید بین شغل و خانواده یک گزینه را انتخاب کنند.
  دولت هر کشوری باید در نظر داشته باشد که ارائه ی پشتیبانی مستقیم به نوجوانان زیر 15 سال که هنوز آغاز به کار نکرده اند درست به اندازه حمایت از افرادی که به دلیل سن بالا دیگر کار نمی کنند اهمیت دارد. در واقع سیستم کنونی به افرادی که تا سن 70 سالگی و یا بالاتر توانایی کار کردن دارند حقوق بازنشستگی بالایی پرداخت می کند، این در حالیست که خانوارهای جوان حمایت و پشتیبانی بسیار کمتری دریافت می کنند. دولت هر کشور در حال حاضر نسبت به بار سنگین مسئولیت پرداخت حقوق بازنشستگی سالمندان آگاه است، اما نسبت به حل مساله عدم کافی بودن تعداد کودکان کاملا بی توجه است. حفظ تعادل جمعیت نیروی کار و توانایی پرداخت حقوق بازنشستگی به سالمندان در آینده باید از طریق همین کودکان محقق شود. ( در این سیستم از حقوق افراد مشغول به کار ماهانه مبلغی پول به عنوان بیمه و مالیات کسر می گردد و با استفاده از این مبالغ،حقوق بازنشستگی سالمندان پرداخت می شود. حال با وجود این توضیحات می توان راحت تر درک کرد که چرا کاهش تعداد کودکان ، در آینده این سیستم پرداخت مستمری را با مشکل مواجه خواهد کرد.)
   مهم ترین مسئله این است که کشورچین باید تفکر خود را تغییر دهد، کودکان باید برای والدینشان یک سرمایه گذاری در نیروی کار آینده تلقی شوند، حال این که به صورت مستقیم حمایت شوند و یا به صورت غیر مستقیم -از طریق سیستم مالیاتی و یا حقوق بازنشستگی - اهمیتی ندارد. یک سیاست مالیاتی مطلوب نباید در جهت سود و منفعت مشاورین املاک و یا مشاغل دیگر قرار بگیرد، بلکه باید بر اساس منافع کودکان تعیین گردد.
   امروزه در سطوح ملی و داخلی کودکان یک مسئولیت سنگین تلقی می شوند. میزان سپرده و پس انداز خانوارهای کشور چین همانند بسیاری از کشور های دیگر قاره ی آسیا بسیار بالاست ، اما این سپرده ها غالبا در املاک سرمایه گذاری می شوند. چیزی که کشور چین باید نسبت به آن آگاهی یابد این است که صرف نظر از خانواده و جامعه ، اگر این نوع سپرده گذاری ها به بهای عدم تولد کودک دوم در خانواده و کاهش آمار باروری در چین تمام شود، این هزینه جبران ناپذیر خواهد بود.

 ترجمه از مهدخت نیک اخلاق