متن زیر متنی تحلیلی است از روند پیشرفت چین از دوره رهبری مائو ترجمه شده توسط خانم مینا جباری

یافته های مائو راجع به مسیر رشد اقتصادی چین جدید

   از زمان انقلاب دموکراتیک چین، مائو توجه ویژه ای به ساختن زیر بنای اقصادی چین داشت، او عقیده داشت که پیروزی در جنگ وابسته به توسعه ی اقتصادی است. پس از تاسیس چین جدید، در مقابل اقتصادی بشدت فقیر و عقب مانده و شرایط پیچیده ی داخلی و خارجی، «مائو ز دونگ» بیش از پیش به توسعه ی اقتصادی توجه نشان داد. او بی وقفه به موضوع توسعه ی اقتصادی پرداخت و یافته های اقتصادی او مردم وحزب را در مسیر توسعه ی اقتصادی راهبری کرد. واکاوی و مرور روند تاریخی یافته های نظری مائو در باب مسیر توسعه ی اقتصادی چین برای درک نوع رشد اقتصادی چین و چگونگی محقق شدن رویای چینی ها بحث نظری بسیار پر اهمیتی است.

روند تاریخی یافته های اقتصادی مائو در باب توسعه ی اقتصادی در چین جدید

   اقتصاد چین قدیم بشدت عقب مانده بود و جنگهای پی در پی نیز این وضع را وخیم تر کرده بود. در پی جنگ با ژاپن و نبردهای آزادیخواهانه تا زمان تشکیل چین جدید سطح اقتصادی کشور حتی در مقایسه با زمان پیش از جنگ نیز وضع بدتری داشت. در سال 1949 درآمد ناخالص صنعتی چهارده میلیارد یوان بود که این هفده درصد درآمد ناخالص صنعت و کشاورزی و نصف دوره ی طلایی بوده است. دراین میان درآمد ناخالص صنایع سنگین هفتاد درصد و درامد  ناخالص صنایع سبک سی درصد کاهش یافته بود. براساس آمار سازمان ملل متحد، در سال 1949 سرانه درآمد هر چینی فقط بیست و هفت دلار بوده است. درآن زمان دستمزد سایر آسیایی ها 44 دلار بوده سرانه درآمد چینی ها به 3/2هم نمیرسید.این نقطه ی شروع راهبری مائو در توسعه  اقتصادی چین جدید بود. کاوش های سی ساله مائو مابین سال های 1949 تا 1978 را می توان به سه مرحله تجزبه کرد.

یک) دوره گذار

   پس از تاسیس چین جدید یک گام بزرگ بازیابی توان اقتصادی بود ومساله پیشرفت اقتصادی باید در دستور کار قرار میگرفت. در دوره ی گذار، پیشرفت اقتصادی کشور چین به دو هدف عمده توجه داشت: نخست آنکه از کشوری با اقتصاد عقب ما نده بر پایه کشاورزی به کشوری مدرن و صنعتی تبدیل شود و دیگر آنکه تصمیم گرفته شد چین از یک کشور نیو دموکراتیک چند طبقه به کشوری سوسیال با مالکیت عمومی تبدیل شود. همزمان با برنامه ی بازیابی توان اقتصادی در چین مائو سیاست های زیر بنایی را بارها وبارها مورد تعمق و آزمون قرار میداد تا اینکه توانست خط مشی اصلی دوره گذار را تعریف کند. در تاریخ پانزدهم ماه جون سال 1953 در گردهمایی دفتر سیاسی حزب کمونیست خظ مشی اصلی دوره ی گذار کاملا تفسیر وتبیین شد و در ماه دسامبر نیز پیشنویس سیاست های کلی مائو در کنفرانس خبری منتشر شد و سیاستهای کلی حزب در دوران گذار دقیقا شرح داده شد: « از زمان تاسیس حکومت جمهوری خلق چین تا زمان کامل شدن انتقال به نظام سوسیالیستی این دوره گذار نامیده می شود. خط مشی کلی و وظیفه  ی اصلی حزب آنست که در یک بازده زمانی مشخص بطور گام به گام فرایند صنعتی سازی و سوسیال کردن کشور پی گرفته شود و بازار سرمایه داری و کشاورزی و صنعت چین را سوسیال کند.»

محور اصلی این سیاستها این بود که صنعتی سازی سوسیالیستی و گذار به سوسیالیسم بطور همزمان انجام شود. مائو بر این باور بود که اگر صنعتی سازی را اصل بدانیم دوران گذار بالهای آن است و این دو باید همزمان و همگام پیش بروند و نظام سرمایه داری با مالکیت خصوصی به نظام سوسیال با مالکیت عمومی تغییر پیدا کند. بر طبق این خط مشی کلی تا سال 1956 کشور چین روند گذار به مالکیت عمومی از مالکیت خصوصی را تکمیل نمود و خلاقانه روند تغییر به حکومت سوسیالیستی از دموکراتیک را تحقق بخشید و نظام سوسیالیستی را تشکیل داد و یکی از عمیقترین و بزرگترین انقلابهای اجتماعی در تاریخ چین را محقق ساخت و برای توسعه های مابعدی پایه های اصلی را بنا نمود. در سال 1953 تا 1957 پس از اولین برنامه پنج ساله چهره چین از کشوری عقب مانده روند تبدیل شدن به کشوری مدرن و سوسیال را در پیش گرفت و با گامهایی بلند به سمت آینده قدم برداشت.

دو) ده سال ساخت و ساز همه جانبه ی نظام سوسیال

از دوره ی تغییر زیر بنای نظام سوسیال تا پیش از شروع انقلاب فرهنگی رامیتوانیم دوره ی ده سال ساخت و ساز  همه جانبه نظام سوسیال بدانیم. در این دوره ی ده ساله، تأملات مائو و نگرش او به توسعه ی اقتصادی چین و رهبری او در نتایج بدست آمده و تجربه های کسب شده نقش اصلی داشت و تلاش های صورت گرفته او مانع بروز مشکلات شد. پس از پایان بنیان گذاری اولیه نظام سوسیال، در مسیر توسعه ی اقتصادی، مسأله چگونگی ارتقا و توسعه ی توان تولید کالا به مسأله ی اساسی و لازم به حل تبدیل شد. میتوان گفت برنامه «ده رابطه ی اساسی» که در ماه می سال1956 ارائه گردید برنامه همه جانبه و عمیق مائو برای توسعه ی اقتصادی در چین بوده است. در این اثنا او تشکیل حکومت سوسیال در کشور چین را تکمیل نمود و برای پایه گذاری سیاستهای بنیادین جامعه ی سوسیال یکسری پیش نیاز های مثبت و عالی راپیش برد و برای مساعد شدن شرایط تاسیس حکومت سوسیال پایه گذاری عمیقی ترتیب داد. گردهمایی حزب کمونیست در ماه سبتامبر سال 1956 اولین اجلاس حزب پس از ابلاغ سیاست ها بود که از تمام کشور در آن نمایندگانی حضور داشتند و مسائل ساخت و ساز و توسعه بعنوان بحث اصلی مطرح شد. شرایط متناقض ایجاد شده پس از رشد سریع اقتصادی و فرهنگی نمیتوانست نیاز های اقتصادی و فرهنگی مردم را مرتفع کند و زیر سایه ی تاسیس نظام سوسیال در چین تضادی در میان عقب ماندگی و مدرنیته سوسیال ایجاد شده بود که راه چاره ی حل این تضاد افزایش توانایی تولید و توان بخشیدن به بنیانهای اقتصادی یافته شد. بنابراین راه حلهایی که دفتر سیاسی حزب کمونیست به حزب و مردم تمام کشور ارایه دادنند اینگونه بود: تمرکز بر توسعه ی توان تولید جامعه و تحقق صنعتی کردن کشور، رشد روز به روز برای تامین نیازهای مادی و فرهنگی مردم همچنین استراتژی های کلی قید شد. اگرچه منظور اصلی توسعه مدرنیزه کردن و سوسیال کردن جامعه بود، اما بنا بر محافظه کاری و جلوگیری از رشد بی ضابطه و سریع گذاشته شد و توسعه در یک سیستم اعتدالی و با ثبات پی گرفته شد. نظریه های عمیقی درباره ی اینکه چین به چه دلیل میخواهد توسعه پیدا کند و چطور و به چه سمتی میخواهد توسعه پیدا کند مطرح شد.در سال 1957 بدلیل اجرای دقیق سیاست های دوره هشتم حزب، یکی از بهترین دوره های تنظیم ساختار اقتصادی رقم خورد.

   اما به دلیل کم سابقه بودن نظام سوسیال، شناخت به قواعد توسعه و شرایط زیربنایی اقتصادی چین کافی نبود، دومین گردهمایی حزب کمونیست هشتم تحت عنوان «نهایت تلاش برای بدست آوردن بهترین جایگاه ،تشکیل عالی و سریع نظام سوسیال» تشکیل شد و نظام سوسیال خط مشی خود را تعیین کرد .اگر چه این خط مشی نیاز فوری به تغییر اقتصاد و فرهنگ عقب مانده ی کشور چین را انعکاس میداد اما توجهی به اصول فرعی اقتصادی نشان نداد و به منظور راهبری برای پیشرفت بسرعت برنامه ی « گام به جلو» با هدف اشتراکی کردن زمینهای کشاورزی شروع شد. اهداف بسیار کلی و فرمان ها اشتباه صادر شده بود و نتایجی غیر واقعی بدست اورد.که این از بزرگترین اشتباهات حزب بود.اگرچه مائو و حزب متوجه ضعف شده بودند و برای تصحیح این اشتباه تمام تلاش خود را بکار بستند اما این اشتباه چپ گرایی در حوزه ی اقتصاد اصلاح شدنی نبود و زمانیکه به حوزه های سیاست و تفکر فرهنگی هم رواج پیدا کرد و رشد نخراشیده ای یافت جامعه را به سمت انقلاب فرهنگی برد. «یک گام به جلو» جنبش عظیمی بود که بمنظور نیل به توسعه از سال 1958 تا سال 1960 در چین اتفاق افتاد اما به دلیل شناخت ناکافی از قواعد توسعه ی اقتصادی و صنعتی و کشاورزی، به مسیر توسعه و زندگی مردم خسارت وارد کرد.

سه) دوره «انقلاب فرهنگی»

     در سال1966 با گذار از دوره فلاکت اقتصادی، «انقلاب فرهنگی» اتفاق افتاد، این انقلاب توسط مائو ایجاد و رهبری شد. هدف اصلی او جلوگیری از دوباره قدرت گرفتن رژیم سرمایه داری، حراست از سلامت حزب کمونیست و پیگیری مسیر توسعه ی چین در راه تحقق توسعه سوسیالیسم بود .مائو تصور میکرد شمار زیادی از شخصیتهای سرمایه دار با اصلاحات مخالف هستندو در حزب، دولت، ارتش و تمام حوزه های فرهنگی کشور چین رخنه کرده اند و طرز فکرشان با مارکس و کومونیسم هماهنگ نیست، او معتقد بود « در درون حزب یک سری کاپیتالیست وجود دارند که حتی فرماندهی هم میکنند و قدرت زیادی دارند و جنگ و جدال های پیش از این هیچکدام نتوانسته این مشکل را حل کند و تنها با تحقق «انقلاب فرهنگی» و فقط با زیر و رو کردن مطبوعات و سایر مسایل میشود به این سیاهی نور بخشیدو دوباره حق و حقوق را از سرمایه دارها پس گرفت.». بدیهی است که شناخت آن زمان مائو از مبارزه طبقاتی سوسیال در آن زمان اشتباه بود و حدسیاتش راجع به دنیای اقتصاد و سیاست درست نبود. زمانیکه سیستم سیاسی « بسط قدرت دموکراتیک خلق» به قدرت رسید، به خصوص زمانیکه پایه گذاری های اصلی گذار به سوسیالیسم تحکیم شد جدالهای طبقاتی پس از حذف شدن کامل طبقه ی بورژوا مساله ی اصلی کشور چین نبود، بلکه رشد رفته رفته ی تقابل عقب ماندگی فرهنگی و مدرنیته مساله ی اصلی بود، حزب و دست اندرکاران اصلی صنعت باید انتقال را ترتیب میدادند تا قلب اصلی بنیانهای اقتصادی ایجاد شود و در توان تولید توسعه ی بزرگی ایجاد میکردند و نظام سوسیال را مدرنیزه میکردند و سطح زندگی مردم را ارتقا میدادندو انقلاب فرهنگی بزرگترین و عمیقترین ضربه و شکست برای حزب و مردم کشور چین از تاریخ تاسیس چین جدید بوده است. دوره ی انقلاب فرهنگی در چین دوره ای است که حزب در مسیر توسعه راه غلطی را رفت و نتایج منفی گرفت. آنطور که از شواهد برمیاید این انقلاب بزرگ یک انقلاب بی معنا نبوده، بلکه انقلابی بوده است که برای پایه گذاری نظام سوسیال تجربه ها و تمرینهای عمیق و زنده ای را فراهم کرده است. «دنگ شیاو پینگ»(2) میگوید: « از آن جایی که راه و سیاست گذاری ها و ترسیم سیستم سیاسی ما امروز مجموعه ای فراهم آمده از دوران پیروزی، دوران شکست و دوران آسیب و عقبگرد است که تجربیات تمامی این دوره ها برای ما بسیار ارزشمند بوده است». دلیل اینکه ما چگونه در اواخر دهه ی هفتاد و هشتاد یک سری قانون را ایجاد کردیم، به مجموعه ای فراهم امده از تجربه ها و آموخته از انقلاب فرهنگی برمی گردد. در ماه دسامبر سال 1978 نشست حزب کمونیست چین(3) تشکیل شد، این نشست حزب کمونیست در تاریخ چین از جمله نشست های مهم به منظور برگشت و تغییرسیاست ها به شمار می آید که پس از بازیابی قدرت دوره ی گذار در چین را ترسیم کرد. در این نشست بنیان گذاری اقتصادی بعنوان کار اصلی حزب مطرح شد و از این به بعد، چین وارد دوره شتاب توسعه شد و حزب درباره راه رسیدن به توسعه در چین به یافته های جدیدی رسید.

ادامه دارد....